يادِ آغوشت
يادِ آغوشِت كه مي افتم ، مرا تب ميگيرد
يادِ لبهارا مپرس ! حالم را هرشب ميگيرد
بعد از آمدن <مُلا ها>كه ديدار بند شده
غم بجايِ تو مُدام از عاشقت لب ميگيرد
✍️شايق
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۰/۰۵/۲۷ ساعت 12:20 توسط ذبيح الله شايق
|