معذورم اگر
معذورم اگر در طولِ سال رنجيده باشيد🙏
از رفتار🫂 وُ پيام📮 وُ كلامِ🗣منِ مسكين
✍️شايق
معذورم اگر در طولِ سال رنجيده باشيد🙏
از رفتار🫂 وُ پيام📮 وُ كلامِ🗣منِ مسكين
✍️شايق
كاري به حلال، حرامِ اين روزم نيست
آن وعده شده بوسه را ، نوروزي بده
✍️شايق
دل از سخن به لب آمد مكانِ گفتن نيست
آنـچـنان خـسـته تنم كه توانِ گفتن نيست
دردهـاي زنـدگـي لال وُ كَــر وُ كــورم كـرد
چشـمهايم را بخوان كه زبانِ گفتن نيست
✍️شايق
دل چو نزديك شد به الله ، غم نميداري دگر
مـعـشـوقت كـه او شود ، ماتم نميداري دگر
عاشقِ الله چو گشتي ! او برايت كافي است
فكـرِ لـيلي ، مــريم وُ شـبـنـم ، نميداري دگر
✍️شايق
اي كه فتوايِ حرام است سـالِ نو را مي دهي !
گاهي هم فتواي حرام است انتحار را داده اي؟
✍️شايق👉
خـــــدا نـگـــــهــــدار
من رفتم ،
برگشت ندارم ،
دادي آزارم ،
نبودي يارم ،
خـــــدا نـگـــــهــــدار
من رفتم ،
از دنياي تو ،
از رويايي تو ،
بي وفايي تو ،
خـــــدا نـگـــــهــــدار
من رفتم ،
ذلالت بس است ،
خجالت بس است ،
اين حالت بس است.....
تا چي وقت بايد ،
درد احساس كنم ،
من هراس كنم ،
التماس كنننننم ؟
من رفتم ،
انتظار نباش ،
بي قرار نباش ،
فكر يار نباش ،
خـــــدا نـگـــــهــــدار
من رفتم ،
بارنگ زردم ،
من پُري دردم ،
بر نمي گردم ،
خـــــدا نـگـــــهــــدار
من رفتم ،
حرف بد زدي ،
بيش از حد زدي ،
با لگد زدي ،
كاش نميگفتي ،
دوستت ندارم ،
نباش كنارم ،
نيستي بكارررم
من رفتم ،
عاشقي بس است ،
دل دقي بس است،
رفيقي بس است
خـــــدا نـگـــــهــــدار
من رفتم ،
تو آزاد شدي ،
شادِ شاد شدي ،
باز صياد شدي ،
خـــــدا نـگـــــهــــدار
من رفتم ،
قهر و ناز كردي ،
جنگ آغاز كردي ،
در را باز كردي ،
گفتي بعد ازين ،
لايقم نيستي ،
عاشقم نيستي ،
شـايـقـم نيستي ،
من رفتم ،
تو شدي آزاد ،
اي بي اعتماد ،
دنيا از تو باد ،
من رفتم ،
نگردم تكرار ،
ديگه نيستم بار ،
خدا نگهدار ،
خـــــدا نـگـــــهــــدار
✍️شايق
از هيچ نگاه خوب نيستم ، حالم خراب است خسـته ام
كـاري نـمي تـوانـم بـخـود ، زنـداني وار دست بسـته ام
راهـي نـمـانـده اي خـدا ! ، چشم اميـدم سـوي تـوسـت
از غـيب بـبـاران رحـمــتـت ، بـــر مـن وُ دار وُ دســته ام
آمـــين
✍️شايق
روزت مـــــبــــارك اي زن ، تاجِ سري مرا تو
مقامت خيلي والاست ، چون مادري مرا تو
از هر جـهـت كه بـيـني ، دارم با تو پـيـوندي
مادر ، همـسر ، خواهر وُ هم دخـتري مرا تو
✍️شايق
من اگـرچه تاجكم لـيك افـغـانسـتانيستم
افتـخار دارم به افـغـان بودن افـغـانيستم
قوم پرستي خوش ندارم مُتَـعَصِب نيستم
لـوگـري ام ، مـزاري ام من بدخشـانيستم
خارِ چشمِ دشمن هستيم گر برادر باشيم
تركمن هستم ، عربم ، اُزبكِ جوزجانيستم
برتري اصلاً ندارد هـيچ قـوم از هـيچ قـوم
من پشه اي كاپيـسـا ، پشـتونِ لـغمانيستم
قَرلُق ها نورِ دو چشمم قِزِلباش ها تاجِ سر
قِــزِلـبـــاشِ كابلـي ، قَــرلُـقِ بـامـيـانيستم
پشـتون ها جان من و نورسـتاني ها جگرم
من جـگـرِ پشـتونم ، جــانِ نورســتـانيستم
هـزاره ها قلـبم هسـتند و بلـوچ ها نفـسم
بلـوچِ نـيــمـــروزم ، هـزاره ي بـغــلانيستم
هوتكي ام ، يفـتلي ام ، پاميري وُ براهويي
من ايـمــاقِ غــوري و تـاجـك پـــروانيستم
شـايـقـم بـارِ ديگـر تكـرار مي گـويم كه من
هرچه هستم هرجا باشم بازهم افغانيستم
✍️شايق
من به هر قيمت كه باشد ترا اي جان ميـبرم
پيشِ چشمِ خلق نشد مخفي وُ پنهان ميـبرم
مجبورم چون بدونِ تو زندگاني سهل نيست
گر به رضايت نشد به زورت اين سان ميـبرم
✍️شايق
خوب نيستم همدم و دلسوز ميخواهد دلم
سـيلِ اشك و گريه ي پُر سوز ميخواهد دلم
كـو رفـيقـي كه بلـد باشد زبانِ چشم و دل
خسـته از شبهاي ﺗـﺎﺭم روز ميخواهد دلم
✍️شايق
تـلـخ نمي شد روزُگارم ، يـــار مي بودي اگر
غم نميداشتم كُنون ،غمخوار مي بودي اگر
هيچ كس قادر نمي شد ،دست كم گيرد مرا
پُشت من ايستاده چون ديوار مي بودي اگر
مجبور نـبودم كه تحـمل كنم اين درد وُ رنج
به عـهـد وُ پيـمـان خود اقـرار مي بودي اگر
كس نميتوانست بگويد كه چرا يا چون شده
مـثـلِ روز هاي اولـت سـرشـار مي بودي اگر
بـجــايِ تـــركـم نـمـودن درك مي كردي مرا
عـاقـل وُ فــرزانه وُ هـوشــيــار مي بودي اگر
تنگ ميشد دل سنگت ،تاب نمياوردي فراق
هـمـچـو شـايق ،شـايقِ ديـدار مي بودي اگر
✍️شايق