تلخ نمي شد روزگارم
تـلـخ نمي شد روزُگارم ، يـــار مي بودي اگر
غم نميداشتم كُنون ،غمخوار مي بودي اگر
هيچ كس قادر نمي شد ،دست كم گيرد مرا
پُشت من ايستاده چون ديوار مي بودي اگر
مجبور نـبودم كه تحـمل كنم اين درد وُ رنج
به عـهـد وُ پيـمـان خود اقـرار مي بودي اگر
كس نميتوانست بگويد كه چرا يا چون شده
مـثـلِ روز هاي اولـت سـرشـار مي بودي اگر
بـجــايِ تـــركـم نـمـودن درك مي كردي مرا
عـاقـل وُ فــرزانه وُ هـوشــيــار مي بودي اگر
تنگ ميشد دل سنگت ،تاب نمياوردي فراق
هـمـچـو شـايق ،شـايقِ ديـدار مي بودي اگر
✍️شايق
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۹/۱۲/۰۲ ساعت 22:14 توسط ذبيح الله شايق
|