وطن چون توپ فوتـبــال در ميدان
پـاسَــكانِ خـارجي ها ، رنج است
شـــاهِ بـازي امــريـكايي ها شـده
سرانِ ما مهره هاي شطرنج است
وطـنـم رفـت ز دست بـربـاد شـد
بـعد ازين اين وطـن وطـن نـشـود
قـيـمـتي به اوجِ خـودش رسـيـده
دو هـزار يك قـطي روغـن نـشـود
چرخِ كاري همه جا تعطيل است
مــردم از فــقـر فـــــراري گشتند
مـوتـر هاي لـيـني وُ قـاچـاق بران
همچو سگ هاي شـكاري گشتند
درست است كَـمّـنِـيَـت تأمين شده
ولي كار نيست، بيكاري درد است
تـنـهـا من وُ تو شاكي آن نيسـتيم
اين حالت دامن گيرِ فردفرد است
حُكم فـرما شده سكوت در شـهـر
كورس،مكتب وُ پوهنتون بنداست
بهـرِ تـحـصيل وُ كـار كـجـا بـرويم؟
همه مرزها سمتِ بيرون بنداست
خــداونـد رحـم كـند بـر سـرِ ما🙏
تـا ازيـن حـال هـــم بـــتر نـشـويم
تـرسِ شـايـق زِ روزِ است كـز فـقـر
دشـمـنِ جـانِ هـمـديگــر نـشـويـم
✍️شايق
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۴۰۰/۰۶/۰۴ ساعت 11:52 توسط ذبيح الله شايق
|