چقدر زندگي ها خسته كن است
صبح تا شـام ، هـميـشه در كاريم
و شـب هم ، وقـتي خانه مي آيِيم
چُــرت زده ، تا به ســحـر بيداريم

چقدر زندگي ها ســخـت شـــده
هـمـه دنـبـالِ لُـقـمـه نان هسـتيم
بـهـرِ نَـفَـقـه ، به فامـيـل وُ به خود
روز وُ شب همه سرگردان هسـتيم

چقدر زندگي ها دلگــــــــير است
دُوسـتـي ها ، همه ريـايـي شــده 
عــيـد وُ بـرات ، عـينِ فـاتحه است
رفت وُ آمد ها ، خود نمـايي شــده

چقدر زندگي ها زود گــــذر است
عـزيــزان ديــروزت ، امـروز نيست
شــايد فـردا نـوبتِ ، مـا وُ تو است
بر اجل هيچ كـسي ، پـيـروز نيست

چقدر زندگي ها بـر بــــــاد شــــد
در انـتــحـاري وُ مـــرگِ بـي خـبـر
همه از دست داده يك كسي خود!
پـدر ، بـرادر ، بـچـه ، يـا هــمـســـر

چقدر زندگي ها بي مِـــهـــر است
دل هامان ، پُــر از كُـدورَت گـشـتـه
همه دشــمـنِ جـانِ هـمـديـگـــريم 
مِــهــر ورزي ها ، عــداوت گـشـتـه

✍️شايق