آخـر ، تُـرا با خودم ســفـر خواهم برد 
در ماهِ عسل ، سير وُ چكر خواهم برد

با ايـنكه جفـا كردي ، ولي باز هم من!
در فـكـر وُ خـيالِ تو ، بسـر خواهم برد

من جُـز تـو نـداشـتـم وُ ، نـدارم يـاري
دور از سرِ خود ، فكرِ ديگر خواهم برد

هرچند سِـتـم كني ، نـبـيني جُـز مِـهـر
صد تـيرِ جفايت ، به جِگـر خواهم برد

لازم شـود ار ، يك ز جهـان ، برگـزيـنم
جُـز تو هـمه را ، ز دل بـدر خواهم برد

كودكِ درونِ من ، هنـوز هم بغلـيست
يـعـني كـه تُــرا بـاز ، به بـر خواهم برد

✍️شايق