آخر ترا با خودم سفر خواهم برد
آخـر ، تُـرا با خودم ســفـر خواهم برد
در ماهِ عسل ، سير وُ چكر خواهم برد
با ايـنكه جفـا كردي ، ولي باز هم من!
در فـكـر وُ خـيالِ تو ، بسـر خواهم برد
من جُـز تـو نـداشـتـم وُ ، نـدارم يـاري
دور از سرِ خود ، فكرِ ديگر خواهم برد
هرچند سِـتـم كني ، نـبـيني جُـز مِـهـر
صد تـيرِ جفايت ، به جِگـر خواهم برد
لازم شـود ار ، يك ز جهـان ، برگـزيـنم
جُـز تو هـمه را ، ز دل بـدر خواهم برد
كودكِ درونِ من ، هنـوز هم بغلـيست
يـعـني كـه تُــرا بـاز ، به بـر خواهم برد
✍️شايق
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۸/۰۶/۰۲ ساعت 14:48 توسط ذبيح الله شايق
|