باور كنيد عاشق شدنم
باور كنيد عاشِق شدنم دستِ من نبود
دلـبــنـدِ مـنـافق شدنم دستِ من نبود
گـيـر مانده ي قولـم شده بودم با مكار
كـافـــرِ حـقـايـق شدنم دستِ من نبود
حاذق وُ چـيره دست بودم بر همه اُمور
بدبخـت وُ نالايق شدنم دستِ من نبود
همه مـرا به نـامِ خودم مي زدنـد صـدا
مشـهور به شايق شدنم دستِ من نبود
عاجز،حليم،ساده دل وُ خوشباور استم
ايستادگي وُ شِق شدنم دستِ من نبود
كارِ مـرا به دل نگـيـريـد خـوبِ سـابـقـم
بـا بـدان مــوافـق شدنم دستِ من نبود
ان شاالله كه مسرورِ سابق ميشوم باز
دلتنگي ها وُ دِق شدنم دستِ من نبود
هرآنچه شد خواستِ خـدا بود عـزيـزان!
بـربـادي را سـايق شدنم دستِ من نبود
✍️شايق
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۹/۰۹/۱۰ ساعت 22:29 توسط ذبيح الله شايق
|