وَز هــجـرِ تـو دلــتـنـگن بود عاشقش مشو

اين شـيرماهي گكـهاي لاغري كار نميآيند

چـاقــك مـثــلِ نـهـنـگ  نبود عاشقش مشو

از چهـره صاف ها بِگُـذَرّ  بي نمك هستـند

چانه اش  كه دو چـنگ نبود عاشقش مشو

جانت فـداي او بكن ارچال به گونه داشت

امـــا اگـــــر ايـن رنـگ نبود عاشقش مشو

شايق