قرار نگيرد نه در خانه
قـرار نگـيرد ، نه در خانه ، نه در كار عاشقت
بـي تو آرامش ندارد ، در هـيـچ ديـار عاشقت
وقتي يادت ميكند ، اشكش سرازير ميشود
يعنـي كه دق شده از پشتِ تو بسيار عاشقت
راحتِ جانش تويـي ، دارو وُ درمـانش تويـي
طاقـتِ دوري نـدارد ، گـشـتـه بـيـمار عاشقت
فكرِ لبخندش مباش ، آياتِ چشمانش بخوان
شاد ميگيرد خودش ، از شرمِ اغـيار عاشقت
دست بِكش از بي وفايي ها ، وفا را پيشه كن
اذيتش بـسـيـار كردي ، بيـش ميـازار عاشقت
بـدونِ من گـر خوشي ، از عمقِ دل آمين بگـو
الـهـي كاشـكي بـميـرد ، در انـفـجـار عاشقت
✍️شايق
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۹/۱۱/۱۹ ساعت 9:30 توسط ذبيح الله شايق
|