اين مشكلات بـال وُ پـرم را شكسته اند
خوابهاي شـيرينِ سـحرم را شكسته اند

رنج هاي زندگاني وُ نامـردي هاي خلق   
با سـنگِ درد وُ غم سـرم را شكسته اند

يارب ! خودت بـه دادِ منِ نـاتوان بـرس
ديگر تـوان نيـست كـمرم را شكسته اند

غرقِ غمم وُ چهرهءِخندانِ من گُم است
آيـــــنـه هـايِ دور وُ بــرم را شكسته اند

اشكهاي قيمتي ام مفت وُ رايگان چكيد
چـون نـرخِ طـلايي گُـهـرم را شكسته اند

هيچ جا سكون ندارد دلِ بي قـــــرارِ من 
چرا كه بغـضِ شعـله ورم را شكسته اند

✍️شـايق