اي زندگي لعنتي
درخورِ غـم زندانـي و اسـيـرم از دسـتت
رنـج آورنـد خـاطـره هاي پـارِ من بـسـكه
رمـنده ي عكاسِ اين تصـويرم از دسـتت
پاك قطره هاي كه به شايق داده بود مادر
بيرون شده آن خوردگيها شيرم از دستت
شايق
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۷/۰۱/۰۷ ساعت 0:16 توسط ذبيح الله شايق
|